صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
350
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
و بر مسلك او و مير غياث يك اشكال اساسى وارد است . غياث الحكماء در رسالهء معاد گويد : إنّ للنفس الإنسانية ضربين من التعلق بهذا البدن ، أوّلها أوّليّ و هو تعلّقها بالروح البخاري و ثانيهما ثانوي ، و هو تعلّقها بالأعضاء الكثيفة ، و إذا انحرف مزاج الروح و كاد أن يخرج من صلاحية التعلق اشتدّ التعلق الثانوي من جانب النفس بالأعضاء و بهذا يتعين الأجزاء تعينا ما . ثم عند المحشر إذا جمعت و تمّت صورة البدن ثانيا و حصل الروح البخاري مرّة أخرى عاد تعلق الروح كالمرّة الأولى ، فذلك التعلق الثانوي يمنع عن حدوث نفس أخرى . به اين مسلك چند اشكال وارد است . يكى آن كه اگر تعلق نفس به اعضا از ناحيهء روح بخارى باشد ، لازم آيد كه به زوال آن ، تعلق به اجزا نيز زايل شود . اين اشكال را مرحوم آقا على نيز وارد دانسته است ، لذا منشأ علاقه نفس به بدن را با حصول ودايع و آثار حاصل در بدن از ناحيهء نفس در زمان تعلق و قبل از موت ، تصحيح نموده و گفته است : اين ودايع و آثار از آنجا كه بدن ، ظل نفس و نفس ، مجراى حصول حيات و فيض در بدن است ، بعد از فناى مزاج و انعدام روح بخارى باقى است . اشكال مشترك الورود آن است كه بدن با حفظ صورت و تركيب و با ملاحظهء بودن آن ، متحد با نفس ، از باب آن كه ظل نفس و مرتبهاى از مراتب آن و مظهر احكام آن مىباشد محل حصول ودايع و علايق نفس است ، و نفس بعد از آن كه به حركت جبلى و ذاتى و از براى اتحاد با غايت وجودى به تدريج از بدن قطع علاقه نمود و به ادبار به بدن و اقبال به سوى حق غاية الغايات و نهاية النهايات به اصل خود پيوست و بعد از نيل به كمالات ذاتى خود ، امرى بالفعل شد و جهت قوه و جانب ماده را به عشق و شوق ديدار ملكوت و پيوند به اصل خود رها كرد ، چه علاقهاى به جهت و جانب سافل و دانى در آن باقى مىماند ؟ و چه تعلقى و چه